محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )

496

مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )

دهقانان دربارهء تاكهايشان نزد عثمان بن حنيف آمده و گفتند : تاكستانى كه به شهر نزديك است ، يك خوشه از انگور آن را به يك درهم مىفروشند ؛ ولى آنهايى كه از شهر دورند ، يك بار از انگور آنها را به يك درهم مىفروشند . عثمان اين موضوع را به عمر نوشت . عمر در پاسخ وى نوشت كه : به اندازهء دو بها و دو مكان ، از اين بردارد و بر آن بيفزايد . ولى از اصل خراج چيزى نكاست . 1 . ذراع : واحد طول ، از ابتداى ساعد ( آرنج ) تا سر انگشتان و قبضه ( مشت ) واحد طول ، به اندازهء چهار انگشت بوده است ( فرهنگ دكتر معين ) . - م . ( 1 ) 326 نامهء عمر به مردم بصره ، دربارهء فرمانروا ساختن ابو موسى بر ايشان طبرى ص 2532 . امّا بعد : من ابو موسى أشعرى را به فرمانروايى شما گسيل داشتم تا داد ناتوان را از توانا بستاند و همراه شما با دشمنتان كارزار كند . از حقّ شما دفاع كند . دست‌آوردهاى جنگىتان را شماره نمايد و سپس آنها را در ميان شما بخش كند و راهتان را هموار سازد . ( 2 ) 327 نامهء عمر به عبد اللّه بن قيس ، ابو موسى اشعرى ، معروف به فرمان به كار بستن شيوهء داورى و فرمانروايى امام ابو يوسف ( امام محمّد شيبانى در كتاب الأصل ، جاحظ در البيان و التّبيين ، از او روايت كرده‌اند . شايد جاحظ از كتاب أدب القاضى ، نوشتهء ابو يوسف يا نسخهء خطّى تونس كه به ابو يوسف نسبت داده شده است و از او نيست ، روايت كرده است . و گرنه ، روايت جاحظ نسبت به كتاب الخراج [ مصر 1346 ه ، ص 140 ] اقتباسى بيش نيست ) ؛ الأصل ، امام محمد شيبانى ، باب